تبلیغات
بـی کـ لــّــ ـه - بغلــــــــــــــ ـ ـ

بغلــــــــــــــ ـ ـ



وقـتی یـه چـیــزی بـهـت میـگـه حـــرصـت دراد...

بـرمـیگــردی و بـا اخـــم نـگاش میـکـنی و یــه ضــربـه مـیـزنی

بـه بـازوش کـه بـگی خـیلی بـدی...

امــا تنـهـا کاری که اون مـیکنـه یـه لبـخـنـد مـیـزنـه و مـیگـه :

زدی؟!...مـنــو زدی؟بـاشه...!

قـهــر مـیکـنـه و روشـو بـرمـیگـردونـه ...

اونـجــاس کـه دلـت میـگیـره...

اسـمشـو بـا تـمــام عـشـق صــدا میـکـنی

دسـتـاتـو میـگیـره و میـگـه جــونـم؟

شــوخی کــردمــو مـیـبرتـت تـو آغـوشـش....

چـشـاتــو میـبنـدی و دلــت آروم میـگـیـره!!!

اونـجــاس کــه مـیگی خــدایــا ازم نـگـیـرش...


[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ بی کلـه ] [ نظرات() ]